۸ اوت ۲۰۲۶ - پژوهشهای جدید مشترک میان دانشگاه فنی مونیخ و دانشکده پزشکی هاروارد نشان میدهد که داروی "تیرزپاتاید" (Mounjaro) میتواند ریسکهای جدی برای مبتلایان به دیابت نوع ۲ و چاقی را به شدت کاهش دهد. بر اساس تحلیل دادههای بیمه در ایالات متحده، این دارو در مقایسه با «سیتاگلیپتین»، خطر حمله قلبی و بستری شدن در بیمارستان به دلیل عفونت را حدود ۳۰ تا ۳۳ درصد کاهش میدهد؛ یافتهای که نشاندهنده نقش محافظتی این دارو در سیستم قلبی-عروقی و ایمنی بدن، فراتر از مدیریت سادهی قند خون است.
پژوهشگران در این مطالعه که در مجلۀ The BMJ منتشر شده است، مجموعه دادههای بزرگی را از ارائهدهندگان بیمه سلامت در ایالات متحده تحلیل کردند. آنها بیماران تحت درمان با تیرزپاتاید را با بیماران تحت درمان با «سیتاگلیپتین» مقایسه کردند؛ سیتاگلیپتین دارویی برای دیابت است که از نظر پیامدهای قلبی-عروقی، خنثی (بدون اثر مثبت یا منفی قابل توجه) در نظر گرفته میشود.
این مطالعه مزایای قابلتوجه داروی تیرزپاتاید را نشان داد؛ دارویی از خانوادهGLP-1 که در سالهای اخیر به دلیل تأثیر چشمگیر در کاهش وزن، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بررسیها نشان داد پس از یک سال، میزان بروز حمله قلبی، سکته مغزی یا مرگ در گروه دریافتکننده سیتاگلیپتین ۴.۴ درصد بود، در حالی که این رقم در گروه تیرزپاتاید به ۲.۹ درصد کاهش یافت؛ به عبارت دیگر، مصرف این دارو خطر نسبی این حوادث را حدود یکسوم کمتر کرده است.
کاهش بستری شدن در بیمارستان به دلیل عفونت
علاوه بر این، تعداد بیماران تحت درمان با تیرزپاتاید که دچار عفونتهای نیازمند بستری در بیمارستان شده بودند، به طرز قابل توجهی کمتر بود: خطر مرتبط با این موضوع ۳۶ درصد کاهش یافت. همچنین خطر مرگ ناشی از عفونت تا ۶۰ درصد کاهش پیدا کرد.
دکتر نیلس کروگر، نویسنده اول این مطالعه و پزشک بخش بیماریهای قلبی-عروقی در بیمارستان دانشگاهی TUM، گفت: «دادههای مربوط به عفونتها ما را شگفتزده کرد، زیرا یافتهها بسیار چشمگیر بودند. مطالعات قبلی نشان داده بودند که افراد تحت درمان با آگونیستهای GLP-1، کمتر احتمال دارد به دلیل عفونت در بیمارستان بستری شوند یا بر اثر آنها فوت کنند.»
دکتر کروگر، گفت: «دلایل این ارتباط هنوز به طور کامل شناخته نشده است، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد چاقی باعث تحریک فرآیندهای التهابی در بدن میشود که این امر به نوبه خود ممکن است عملکرد سیستم ایمنی را مختل کند. مکانیسمهای دقیق و اینکه آیا این مزیت ظاهری بدون کاهش وزن نیز رخ میدهد یا خیر، اکنون باید مورد بررسی قرار گیرد.»
مطالعات مبتنی بر دادههای بالینی روتین، مکمل کارآزماییهای بالینی سنتی هستند
از دیدگاه دکتر کروگر، مطالعاتی که از دادههای بالینی روتین برای مقایسه اثرات داروها استفاده میکنند، مکمل مهمی برای کارآزماییهای بالینی سنتی هستند. این امر بهویژه در مورد آگونیستهای GLP-1 مانند تیرزپاتاید و سماگلوتاید (مونجارو، وگووی و اوزمپیک) صدق میکند. از آنجایی که این داروها مدت نسبتاً کوتاهی است که وارد بازار شدهاند، تنها مطالعات گسترده معدودی وجود دارند که تمام طیف اثرات مرتبط با این دسته از داروها را بررسی کنند. به همین دلیل است که انجمنهای پزشکی و مراجع نظارتی به مطالعات بیشتری مانند این پژوهش به عنوان مبنایی برای توصیههای خود نیاز دارند.
دکتر کروگر، گفت: «در کارآزماییهای بالینی، به طور فزایندهای مواد فعال با یکدیگر مقایسه میشوند. با این حال، مراجع نظارتی اغلب علاوه بر مقایسه با یک داروی مدرن دیگر، نیاز به مقایسه با «استاندارد مراقبت تثبیتشده» یا درمان معمول و مرجع، نیز دارند. مطالعات مبتنی بر پایگاه داده که با نتایج کارآزماییهای بالینی سنتی محک زده میشوند، میتوانند این شکاف را بدون محروم کردن شرکتکنندگان مطالعه از درمانهای بالقوه مفید (مانند آگونیستهای GLP-1)، پر کنند.»
دکتر کروگر امیدوار است که این مطالعه با فراهم کردن امکان مقایسه با درمانهای استاندارد دیابت، ابزار اضافهای برای حمایت از تصمیمگیری بیماران و پزشکان آنها فراهم کند.
منبع:
https://medicaldialogues.in/diabetes-endocrinology/news/tirzepatide-reduces-risk-of-heart-attack-and-hospitalisation-due-to-infection-in-type-2-diabetes-study-176732